هدیه
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:27
من از نهایت شب حرف می زنم من از نهایت تاریکیواز نهایت شب حرف می زنم اگر به خانه من آمدی برای من ای یار مربان چراغ بیاور ویک دریچه که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم
عشق
-
تاریخ: 1396/5/28 ساعت: 3:27
عشق را از عشقه گرفته اند و عشقه آن گیاهی است که درباغ پدید آید در بن درخت،اول بیخ در زمین کند ،پس سر برارد و خود را در درخت می پیچد وهم چنان می رود تا جمله ی درخت را فراگیرد وچنانش در شکنجه کشد که نم در میان رگ درخت نماند،وهر غذا که به واسطه ی آب وهوا به درخت می رسد به تاراج می برد تا آن گاه که درخت...
بعد ازمن
-
تاریخ: 1395/8/14 ساعت: 1:39
مراعمری به دنبالت کشاندی سرانجامم به خاکسترنشاندی ربودی دفتردل راوافسوس که سطری هم ازاین دفترنخواندی گرفتم عاقبت دل برمنت سوخت پس ازمرگم سرکشی هم فشاندی گذشت ازمن ولی آخرنگفتی که بعدازمن به امیدکه ماندی ✔فریدون مشیری✔